این ده تا
ده تا این
تا این ده
ده این تا
تا ده این
این تا ده
این
ده
تا
این ده تا
ده تا این
تا این ده
ده این تا
تا ده این
این تا ده
این
ده
تا

خانم مترجم ترجمه کن ترجمه کن ترجمه کن
روزهای خردادمان را به خاطر دارم که در برق چشمانت، نگاهت خیره میماند و میگفتی دوست دارم به خیابانها بروم و تماشا کنم و میگفتم نه و خودم یواشکی میرفتم تماشا... روزی یک بار تصویر دختران مقنعه پوش در زیر لگد و باتوم ابله هان سرزمینم میترساندم از هر پیاده روی عصرانه در کنار سبز باغچههای ریز و درشت بلوار ارم و خندههای ریز و نگاههای که تمام زیباییهای عالم دنیا را در خود نهفته دارد بگذرم... خرداد من بی تو به سر شد و و آه چه خرداد ماهی بود... خرداد ماهی که داشت یادمان میبرد تمام یادبودهایمان را... آه چه خرداد ماهی بود اشرف من که له شد تمام بناهای شهری که از نگاه من و تو پابرجا مانده بودند در سر به زیری اجباریمان ... آه چه خرداد ماهی بود اشرف من که سنگفرشهای گذرگاها را از حفظ شدیم در زیر قدمهای قد و نیم قدی که در هم گره میخورد... آه چه خرداد ماهی بود اشرف من که زبانمان را به یغما برد و جز آهی بلند بر لبهایمان جراحی نکرد... آه چه خرداد ماهی بود اشرف من که فقط برایمان یک زبان دراز به جا گذاشت در سالمرگ خرداد هر ساله که پیش بینیاش زیاد سخت نیست چگونه به استقبالش میروند؟ آن خرداد مال ما نبود و نخواهد بود خرداد ما هنوز به همان کوچکی در دانشگاه شیراز واحد زبانش شکل گرفت در همان بی زبانی هر دویمان و نگاه تسخیر شدهامان خردادمان رشد کرد...
خانم مترجم ترجمه کن ترجمه کن ترجمه کن
شهر در امن و امان است این را راننده تاکسی میگفت و مردم پا برهنه شهر که برایشان چهار دیواری خانهاشان پایان دموکراسیست باید یاد بگیریم به حرفهایشان گوش کنیم. مردمان شهر برهنهتر از همیشه ما.

زمانی که حال در حال گذشتن است و گذشتن در زمان حال است و آینده هم که وقتش حال ا حال ها نیست فقط حال می ماند و حال ملتی حال به هم زن می شود مداوم در حال نارو زدن مدام در حال زیر آب زدن مدام در حال تیغ زدن مدام در حال تو سری زدن مدام درحال پشت پا زدن مدام در حال سوت زدن مدام در حال س س زدن مدام در حال ک زدن مدام در حال اتهام زدن مدام در حال تور زدن مدام در حال جفتک زدن مدام در حال لاف زدن مدام در حال انگ زدن مدام در حال زخم زبان زدن مدام در حال... وقتی زدن را هر آن با کردن صرف می شود کرد حال این ملت صرف می شود در حال کردنی در حال گیری دیگری.
پ.ن: وقتی از قانون مداری حرف می زنیم از چه چیزی حرف می زنیم؟!

داستانکی قدیمی
دختري را که خودکشي کرده بود آوردند و روي تخت بيمارستان گذاشتند. در اتاق کناري، من به دنيا آمدم. مادرم بعدها برايم تعريف کرد که دختر خودش را دار زده اما به خير گذشته بود. هفت سال بعد، برادرم به دنيا نيامد. هنوز به مادرم نگفتهام که ميدانم چرا. در خواب خودش برايم تعريف کرد که چهطور با بند ناف...
شيراز
دي 84
دوران دبستان درست در تعطیلات تابستان از همکلاسیای پرسیدم که معدلش چند شده و گفت: 20. آه بلندی کشیدم و گفتم خوش به حالش که تمام نمرههای کارنامهاش 20 است. دوست که چهره غمگین مرا دید با دستپاچگی گفت ناراحت نباشم چون با اون وجود دو تا 18 هم دارد!!!
این روزهای ما دقیقن همین گونه است. یک طرف د.و.ل.ت دروغگو و طرف دیگر مردمی که همه جوره میدانند طرفشان دروغگو بزرگی است ولی برای اثبات آن هیچ مدرکی ندارد.
آن دوست بلافاصله بعد از آن حرفش در چرخشی عجیب گفت که مزاح کرده و گفت که معلوم است که تمام نمرههای کارنامهاش بیست است.
در چنین شرایطی در آتی ما با دو نوع دوست روبرو هستیم:
الف: دوستی که دور میشود از دروغ
ب: دوستی که کور میکند از دروغ
دروغ آن دوست تا امروز مانده و خودش یک سال بعد به خاطر موقعیت شغلی پدرش به شهر دیگر مهاجرت کرد.
شمایی که الان هستید و میبینید دروغ جرم دارد و حجم دارد و سن دارد؟
خواندن داستانهای بارتلمی بزرگ چه میچسبه این روزها! کسی میداند اولین اشتباهی که از نی نی سر زد چند بار ترجمه شده؟