اثر علیرضا ظریف
پیش از آنکه ساختن این نظام های عظیم (فلسفی)را آغاز کنید بگذارید ببینید آجرهای آن از چه ساخته شده اند.
این گزینگویه ای از جی ای مور است.اما گزین گویه چیست؟؟؟؟؟ژاک دریدا در نا هنگامی گزین گویه میگوید :"گزین گویه نام است .گزین گویه همانطور که از نامش مشخص است تمایز گذاری میکند گسستی را آشکار میکند .به پایان میرساند.محدود میکند.می ایستاند.با تمایز گذاشتن به پایان میبرد.تمایز میگذارد تا به پایان رسد.تا تعریف کند.پس هرگزین گویه روبرو شدن با نا هنگامی است".
یک تابلوی بسیار زیبا یا یک طرح بی نظیر مگر چیست؟یک قاب است.گزین گویه هم قاب دارد .ولی چیزی که درون قاب است از کدام لحظه زیبا میشود؟از لحظه ای که بفهمیم و حس کنیم که خط یا خطوطی که قاب گرفته شده از بیرون می آید ودر محدوده ی قاب شروع نشده.از زیر قاب یا از کنار قاب شروع شده و از قاب میگذرد.یک قاب هیچگاه سطح نقاشی شده را تحدید نمیکند.بلکه بر عکس آن را بی واسطه با خارج مرتبط میکند.به این ترتیب اندیشه را بر بیرون می آویزد.این است کاری که گزین گویه میکند.و این دقیقا کاری است که فیلسوفها هرگز نکرده اند.
((فلسفه نبردی است علیه جادو شدن شعور ما به وسیله ی زبان ))
این هم گزین گویه ایست از ویتگنشتاین در پژوهشهای فلسفی.اما این خطوط قاب گرفته شده که از بیرون آمده و از کتاب بیرون جهیده اند با بیرون ناب ارتباط برقرار میکنند؟اصلا گزین گویه چیزی برای گفتن دارد؟؟ژیل دلوز میگوید" یک گزین گویه چیزی نمیخواهد بگوید بر چیزی دلالت ندارد دیگر نه دال دارد نه مدلول.هر گزین گویه بازی نیروهاست."
نیچه این نکته ی دلوز را به روشنی مطرح میکند:((اگر میخواهید حرفم را بفهمید نیرویی بیابید که به آنچه می گویم معنایی تازه دهد و متن را بر آن بیاویزید.)).با چنین روشی در تفسیر مثلا خود او مشکلی نخواهد بود .مثلا اینکه ابر انسان کیست ؟؟کاملا به شما بستگی دارد . چون به توصیه ی نیچه همیشه خواهان نیروهای تازه ای باشید که از خارج می آیند و از متن نیچه ای و از میان قاب گزین گویه گذر میکنند و رد می شوند.پس گزین گویه متشکل از اندک واژگانیست که همواره چیزی میگوید که بارها بیش از آنچه هست مینماید.به نظر می آید مقصود نیچه اینجا همان قضیه ی مرگ مولف رولان بارت است.فوکو هم بسیار متاثر از نیچه است نقدی که او از مفهوم مولف کرده اینجاضرورت دارد.نقد شگفت انگیز او از این concept بي ثباتي متن و سر نگوني سوژه ي خود آگاه را به بحراني دو برابر تبديل ميكند .در" مولف چيست؟"فوكو اعلام ميكند كه "كاركرد مولف "و همچنين انگاره هاي نوشتار .اثر.متن و نام خاص كه با آن پيوندي شناخت شناسانه دارند تنها در افق خاصي از خرد آييني خود فريب مدرن به كار مي آمده اند.""مولف چهره ي ايدئو لوژيكي است كه با استفاده از آن وحشتمان از تكثير معنا را نشان ميدهيم"".فرقي نميكند كه نوشتار كامل باشد يا به صورت گزين گويه از مولفي خاص.
یک پیشنهاد: مدرنيته، سنت شعر خوزستان است
در گشت و گذار اینترنتی به این رسیدم: داستانی از محمد ایوبی
+ نوشته شده توسط میلاد ظریف. در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت
0:27 |