
به قول رضا قاسمی این ملت قیامت ن!

به قول رضا قاسمی این ملت قیامت ن!
جایزه خرس نقرهای بهترین کارگردانی جشنواره برلین برای کارگردان ایرانی اصغر فرهادی برای فیلم درباه الی بیش از همه برای من تداعی کننده یک چیز است: ارائه دهنده تصویر منصفانه از زندگی ایرانی.فقدان این تصویر در تار و پود آثار هنری ایرانی به وفور به چشم میآید. و مطرح شدن این سئوال که پس زندگی من ایرانی در این زرق و برقهایی که از سر و صورت فیلم بالا میرود چه؟ این فقدان تصویر نه تنها در آثار هنری سینما ایران بل در زمینه ادبیات بیشتر توی چشم من نوعی میزند. در ادبیات ما وجود عناصری که پیوند دهنده عقلانی و حسی با من مخاطب ایرانی در وهله اول باشد به هیچ عنوان دیده نمیشود. کارکرد عناصر بومی اگر هم باشد نه بر اساس اتفاقاتی است که در فرایند یک اثر هنری شکل میگیرد بلکه صرفن بر اساس واقعیت بیرونی ماجرا است. این اتفاق نا میمون در ادبیات ما مثلن در آثار امثال روانی پور به شدت دیده میشود. . این جاست که مجموعه داستان ناب و درخشانی هم مثل کتاب آنها چه کسانی بودند احمد آرام با آن معماری پخته و کم نقص و حساب شدهاش هم زیر سئوال میرود و مثل خالی سیاه بر سر درش مینشیند. در فیلمهای ایرانی هم که با کور کردن اتصال این پیوند ایرانی روز به روز بیشتر از هم سبقت میگیرند و باب هر صحبت و نظری را بستهاند. در چنین برهوتی ساخته شدن درباره الی با همه ادعاهایش در مبحث مدرنیته، غنیمتی است.

Iranian director Asghar Farhadi poses with his Silver Bear at the 59th Berlin International Film Festival in Berlin, Germany, 14 February 2009. Farhadi was awarded with the Silver Bear for Best Director for his film 'About Elly'. EPA/MICHAEL GOTTSCHALK / POOL
بعضی از ما
بعضی از ما صورتهایی پوشیده از ابر داشتیم
هر جا که بودیم
همه ما را
با انگشت به هم نشان میدادند
یک بار هم که خواستیم
این ابرها را
از صورتمان بتکانیم
ترسیدیم
آب
از حدود واقعیت سرریز کند
بعضی از ما
همان کسانی بودیم
که اصلا قرار نبود
هیچ وقت
قدم به این برهوت بگذارند
بعضی از ما / مهدی مرادی / انتشارات بوتیمار / چاپ اول 1387

Sagittarius Dwarf Galaxy
حال نقطههای این روزام خوبه خوبه. و ملالی ندارند جز دوری شما.
چه حالی میده پسر این نقطهها. زمستون امسال که تا حالاش پر از نقطههای دلچسب بوده. نقطههایی که روز به روز درشتتر و درشتتر میشوند. از نقطهها راضیام چون اونا منو دارن قبول میکنن و شاید هم خیلی وقت پیش دوشت جون جونیشون بودم و خودم خبر نداشتم. به خاطر نقطهها قید خیلیها رو زدم و بعضی از اونا هم به خاطر نقطههاشون قید منو زدند. نقطهها خوشحالن از این قید به هم زنی. یکی از نقطههای چند ماههام این روزها خیلی بیتابی میکنه. حق داره و من بین بقیه نقطهها حق رو بیشتر به جناب ایشان میدم. اولن به خاطر این که به خاطر چهار تا نقطه خودشو کشید کنار و ثانین کدام نقطه رو در طول تاریخ سراغ دارید که این همه فداکار باشه. لااقل من یکی سراغ ندارم. در چند روز آینده بهش قول دادم که سراغش میرم و تا رسیدن به این نقطه، یعنی جناب ایشان .، دست از سرش بر نمیدارم. در زندگیام نقطههای زیادی بودن که خودشون رو نزدیک کردن بهم و با لوس بازی خواستن ملکه ذهنم بشن و اعتراف میکنم که چند تایشون تونستند ولی در عوض یاد گرفتم نقطه خوب نقطهای یه که مثه بارون تو رو آواره کنه. نقطههای این روزام رو چهار نفر میخونن، که دو تاشون صاحب نقطههای نابی هستند. مثل همیشه استفاده کردم از دقت نظرشون. نظراشون طبیعیه که برا بعضی نقطهها خوش آیند نیست. بین نقطههای توپ خونده شده این روزها یکیشون فوقالعاده بود. در موردش چیزی نوشتم که احتمالن همین جا میگذارم. ( در پس نقطه زیر شناسنامش رو آوردم. ) دیگه این که پر نقطه باشی دوست من.
----------------------
نقطه نوشتهای بزرگوار معرفی میکنم نقطهای درخشان بعد از نقطه فوق درخشان ژاک قضا قدری این نقطه توسط این آقا گذاشته شده و توسط احمد گلشیری ترجمه: گرسنه / کنوت هامسون
"آفتابه مسی" و دست پنهان آقای البته نام آشنا " محسن پرویز " در عدم خوانش این داستان از تقدیم نامه اش به بعد و پروازهای هواپیماهای توپولوف روسی مهمترین مولفه های داستان ایرانی شناخته شدند.