تبليغاتX
اتاقی در گرای چند داستان کوتاه
 

آبادانی‌ها اصطلاحی دارند که درباره بچه‌های شیطان و سمج به کار می‌برند. می‌گویند فلان بچه بُلکم است. ظاهرا این کلمه فارسی قدیم است. اصلش بلکامه است. بلکامه در فارسی به کسی می‌گویند که در انجام کاری اشتیاق و علاقه زیادی ار خوث نشان می‌دهد. در واقع بنده هم بچه بلکمی بودم. یعنی ترجمه فاکنر در آن سن و سال کاری بود که فقط یک بچه بلکم می‌توانست با اصرار و پافشاری ار عهده آن بر‌آید. خوب، من چند داستان با بلکمی ترجمه کردم و چاپ شد.

  پی نوشت: قربون آبادان که همه چیش آبادانیه

گفتگو با نجف دریابندری / نشر مروارید / 1388

 

+ نوشته شده توسط میلاد ظریف. در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 15:28 |
 

                               اگه نمیریم نپیریم ( با فونت تیر ۱۳۸۸ )

      

+ نوشته شده توسط میلاد ظریف. در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 15:38 |
 

    

از این شهر برای من فقط بویی مانده لا به لای نگاتیو های عمویم که در خاطرات پدر و مادرم و مادرِ پدرم  غوطه ور می شود. مادربزرگم می گوید اگر سواد داشتم شاهنومه ای دیگر می نوشتم.

+ نوشته شده توسط میلاد ظریف. در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:51 |
 

                                       

هِله هلِ گرگ چَمبِلی

زهره نداری ببری

اگر بُردم چه می‌کنی؟

خرد و خمیرت می‌کنم

کارد من تیزترِ

لُمبه من لذیذترِ

خونهِ خاله جون کدوم وره

از این وره یا از اون وره؟

 

+ نوشته شده توسط میلاد ظریف. در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت 8:5 |